حیف
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزها که کلی ناز چشماتو کشیدم حیف شوقی که تو گفتی داری اما من ندیدم
حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم حیف رویاهام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب حیف وقت های که تلف شد واسه دیدن تو،تو خواب
حیف باوفایی من حیف عشق و اعتمادم حیف اون بوسه هایی که توی ماشین به تو دادم
حیف اشکهایی که ریختم وسه تو دم سپیده حیف احساس و خیالم ، حیف اون عشق و عقیده
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت حیف اعتماد اون روز حیف واژه خیانت
حیف اون کسی که دایم عاشقم بود توی رویا حیف تو از راه رسیدی اونو دادمش به دریا
حیف چشم هایی که گفتم به تو با لبهای خندون حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
