تبليغاتX
دلهای بیقرار - زبان دل

دلهای بیقرار

زبان دل

شرمنده ام زبان دلم وانمي شود


احساس لال من به تو گويانمي شود


شرمنده ام اي واژه هاي ناب ناب


گويا براي قلم واژه پيدا نمي شود


با اينکه سبز است سينه بهار


اما براي قلم دل شکوفا نميشود


ديريست اسير بازي عشقيم


اين است که عاشقي معنا نمي شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 23:47  توسط مهدیه و پریسا  |