تو....
يه همزبوني يه مهربوني
براي قلب تنهام عاشقونه ميخوني
تو....
فصل بهاري خزون نداري
تو شوره زار قلبم آرزو رو مي كاري
حالا بخون تا بدونم هم صدا هستيم
اگه با هم نباشيم از خود جدا هستيم

مهدیه....
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 0:24  توسط مهدیه و پریسا
|
غربت من هر چي كه هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفسهاي آخر
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير ميشم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راه ديگه بايد كه تنها بميرم
تنها تو اوج بي كسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم
بايد كه بي تو بپرم
آخ كه چه سنگين ميزنه اين نفسهاي آخرم

مهدیه....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:4  توسط مهدیه و پریسا
|